Untitled Document
مقالات

 

 

 

 

 

 

ارکسترملل،  ارکستری مردمی

... و در زیر آن بانیان سبز تنومند
چه خوب یادم هست
عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:
وسیع باش
             و تنها
                      و سر به زیر
                                   و سخت

موسیقی کلاسیک ایران به عنوان یکی از کهن ترین انواع موسیقی مدال، نه تنها ریشه در فرهنگ ایرانی، که تاریخ موسیقی بشر نیز وابستگی های عمیقی به آن دارد و می بینیم که موسیقی اقوام و ملل مختلفی در گوشه و کنار جهان وجود دارد که ساختار آنها به نوعی برگرفته از بن مایه های موسیقی ایرانی است. از این دیدگاه برای کشف نخستین ارکسترهای ایرانی نیز می بایست تا چند هزار سال به عقب برگردیم و اولین گروه نوازیها را در دل آثار باستانی جستجو کنیم. اما راهیابی ارکستر ایرانی از دربار پادشاهان به کوچه و بازار و اجرای صحنه ای برای عموم مردم و ارائه آن به شکل یک محصول فرهنگی در قبال فروش بلیط سابقه زیادی ندارد. در ابتدائی ترین شکل، این گروهها، از یک خواننده، چند نوازنده سازهای مضرابی، کششی و کوبه ای و با رپرتواری متشکل از پیش درآمد، آواز، تصنیف و رنگ تشکیل می شد . در این میان هستند گروه هائی که به صِرف انجام یک یا چند اجرای زنده یا ضبطی تشکیل گردیده وپس از انجام کار از بین رفته یا تجزیه شده اند. وباز هستند ارکسترها ئی که  هسته اصلی آن را افرادی یک دل و با هدفی مشترک تشکیل داده اند و نه تنها سالها به فعالیت هنری خود ادامه داده اند که به عنوان یک ارکستر مردمی در دل طیف وسیعی از مخاطبان جای باز کرده و در تاریخ ثبت شده اند.
مردمی شدن یک ارکستر ایرانی فرایندی اجتماعی است که با فاکتورهائی نظیر کیفیت اجراء، گزینش حرفه ای قطعات، تاثیر گذادی اشعار، همسوئی با روند فرهنگی  اجتماع، محبوبیت قلبی افراد گروه در میان مردم وعواملی از این دست بستگی دارد.  در دو دهه نخست قرن اخیر، دوعامل مهم سبب رشد کمی و کیفی ارکسترهای ایرانی گردید. اول تاسیس هنرستان موسیقی در سال 1302 با ظهور جدی علینقی خان وزیری به عنوان احیاء کننده موسیقی علمی و تعلیم موسیقی دانانی پیشرو در عرصه آهنگسازی وعلوم موسیقی کلاسیک اروپا و دوم تاسیس رادیو تهران در سال 1318 به عنوان نهادی فرهنگی که با بهره گیری از دانش تخصصی مدیران بخش موسیقی سهم زیادی در تولید و ارتقاء موسیقی شریف ایرانی داشت.
صرف نظر از آراء برخی از موسیقی دانان که تشکیل ارکستر ایرانی را فقط به صورت مونوفونیک مجاز و اصیل میدانند واصولا اعتقادی به چند صدائی شدن موسیقی ایرانی ندارند، میبینیم که سیر تحولات تاریخ موسیقی کشورمان در قرن اخیر این موسیقی را به سمت تشکیل ارکسترهائی بزرگ با ترکیب بندیهای متفاوت و اجرای قطعات هارمونیزه هدایت کرده است. بحث درخصوص لزوم تشکیل و گسترش این گونه ارکسترها در ایران و تدوین اصول علمی ارکستراسیون ایرانی از منظر فنی و کارشناسی مقوله ای بسیار جدی و قابل تامل است که باید جامعه موسیقی ایران در این خصوص به اتفاق نظری منطقی دست یابد. اما این نوشتار سعی دارد از منظر اجتماعی به مقوله فوق الذکر پرداخته، چالشهای اجتماعی این مبحث را بررسی نموده و تشکیلات ارکستر ملل را به عنوان یک ارکستر مردمی مورد بحث قرار دهد. قبل از هر چیزی یاد آور میشوم که انتخاب ارکستر ملل به عنوان ارکستری قابل تامل در این مبحث، صرفا  به دلیل خود جوش بودن این نهاد و مظلومیت آن در جامعه نه چندان بزرگ موسیقی ارکسترال ایران صورت گرفته است.
تاریخ به ما آموخته است که اصالت و ماندگاری یک حرکت اجتماعی وقتی درمتن تاریخ یک فرهنگ ثبت می شود که این جنبش بر پایه تفکرات انسانی و خردگرایانه و لزوما بدون تدابیر از پیش تعیین شده ابزاری صورت بپذیرد. ارکسترملل برپایه چنین ویژگی هائی در سال 82 و ابتدا تحت عنوان ارکستر تخت جمشید، با وعده های بی فرجام سازمان میراث فرهنگی خشت اول خود را به درستی بنا نهاد. این ارکستر که در بیانیه خود، یکی از دلایل وجودی خود را ایجاد بستری مناسب برای تعامل فرهنگ های مختلف بشری معرفی می کند، تقابل تفکرات موسیقائی گوناگون را در قالب آمیزش سازهای ملی ایران با سازهای ارکستر سنفونیک و رپرتواری متشکل از قطعات موسیقی مناطق و فرهنگ های مختلف جهان ارائه کرده است.
پیمان سلطانی بنیان گذار و رهبر این ارکستر قبل از اینکه به عنوان موسیقی دانی فعال در حوزه موسیقی مدرن شناخته شده باشد، خود را به عنوان منتقدی شفاف در حوزه نقد موسیقائی به جامعه هنری معرفی کرده بود و شاید یکی از عوامل غربت ارکستر تشکیل شده توسط او، اذهان مکدر همکاران و دوستانی است که نیش نقد او را در خاطر سپرده بودند. او چنانچه می خواست در حوزه موسیقی اجرائی فعالیتی را در اندازه ارکسترملل پایه ریزی کند، میبایست نقطه نظرهای مطرح شده خویش در گذشته را از حد سخنان آرمان گرایانه تا مرحله عمل ارتقاء میداد، هرچند که بی تفاوتی و نادیده انگاشتن های برخی از مسئولینِ امر چوبی لای چرخ این تشکیلات باشد. ارکستر ملل درست از همین نقطه کار خود را شروع کرد و عوامل یاد شده سبب پیدایش خصوصیاتی منحصر برای این ارکستر گردید.
دست اندرکاران موسیقی به خوبی می دانند از مرحله راه اندازی یک ارکستر ایرانی با هفت – هشت نفر نوازنده تا مرحله کنسرت با چه مشکلات عدیده ای دست به گریبان خواهند شد. حال اگرارکستری با حضور یکصد و بیست نفر نوازنده و گروه کر، بدون هیچ گونه حمایت مالی وحتی معنوی بخواهد علاوه بر یک اجرای ماندگار موجودیت خود را نیز به عنوان یک رنگ جدید صوتی و نگاهی نو به رپرتوار اجرائی به اثبات برساند، باید از چگونه هفتاد و هفتخوانی گذر کند؟ و این حقیقتِ کارستانی است که این ارکســــتر جوان با تمام تنگناهای موجود انجام داد تا به مصداق " آنچه از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند "  به عنوان ارکستری تاثیر گذار، درمیان  عام و البته خاص جایگاه ویژه ای پیدا کند. هرچند که بار خالی شده از دوش مسئولانِ قانونی این تشکل، شانه های نحیف اما سخت کوش اعضاء اصلی این ارکستر را بسیار آزرده کرد، حلاوت و شوق تماشاگران کنسرت نوید ظهور ارکستری مردمی را با خود به همراه آورد. دریغ که پس از اولین اجراء این ارکستر، بازتاب وسیع و موثرِ اخبار، مقالات و تمجید های منتقدین سخت گیر هم نتوانست نظر اولیاء محترم فرهنگی کشور را نسبت به حمایت از این ارکستر مردمی جلب کند و اعضاء سر به زیر و سخت کوش ارکستر ملل همان راه نا هموار را تا اجرای دوم ادامه دادند. ارکستر ملل در گام دوم با سود جستن از خاطره اجرای اول خود در اذهان اهل هنر و با پایبندی به اصول خویش توانست طی سه شب تالار بزرگ کشور را به میهمان خانه ی همدلان و همنوایان بدل کند. شاید رهبر و نوازندگان ارکستر نیز باور نداشتند بدون تبلیغات  و اطلاع رسانی گسترده که لازمه اجرائی در حد و اندازه ارکستر ملل است، با چنین استقبالی مواجه گردند. اما قضاوت عمومی هرگز اشتباه نمی کند.
چندی پیش با خبرشدیم که ارکستر ملل، ناامید از اخذ حمایتهای مالیِ دولتی و غیر دولتی، و امیدوار به تجربه های پیشین و حمایتهای مردمی،  قصد دارد در تابستان 88 کنسرت چهارم خود را برگزار نماید. در اینجا ضمن آرزوی توفیق برای اعضاء این ارکستر، میخواهم توجه متولیان فرهنگی کشور را به چنین حرکتهای خود جوش فرهنگی جلب نمایم. در مقطعی از زمان که شاهد صرف سرمایه های زیادی برای تولید آثار موسیقائی در ژانرهای مختلف هستیم که تعداد زیادی از آنها تحرک چندانی در جهت ارتقاء سطح کیفی موسیقی کشور ایجاد نمی کنند، آیا وقت آن فرا نرسیده است که با کارشناسی دقیق آثار موسیقائی اولویت صرف سرمایه و زمان را به موسیقی های ارزشمندتری اختصاص دهیم؟ آیا یکی از راه های دفاع در مقابل تهاجم فرهنگی به عنوان بحث روز محافل فرهنگی – سیاسی، حمایت از آثار فاخر هنری نیست؟ و در آخر آیا ارکستر ملل با تمام آنچه که گفته شد استحقاق دریافت حمایتهای مالی و معنوی دولت خدمتگزار را ندارد؟
فکر کنید؟!!!!

 

 

گزارش كنسرت ارکستر ملل ایران (به رهبری پیمان سلطانی)

مرضیه وفامهر
آذرماه ۱۳۸۵

اگر در این روزگار فرض بر این باشد حرکت ِ با قدرت و وسیع ذهنی و عینی تمام نقاط جغرافیای در نهایت بسته زمین بر روی شعاعهایی به مرکزیت ِ دهکده جهانی که، در تعریف تئوریک، مبنای ذهنی آن رسیدن به زبان ِ مشترک و اقتصاد ِ برابر، بیتأکید بر قومیت و ملیت و نژاد برگشت ناپذیرست؛ اگر فرض بر این باشد جهان صنعتیتر در تعریف تئوریک ِ جهانیشدن ما را به دنیایی بدون خشونت و نابرابری رهنمون میشود و تصویر روشنتر ِ آن ﭘاک کردن خطوط مرزی نقشه جغرافیایی است که بشر در تلاش چند هزارساله زیست ِ تکاملی ِ خود آنها را تا حدی قطعی کرده است؛ اگر فرض بر این باشد سخن گفتن از وطن، سرزمین مادری، زادگاه، خواستگاه یا ایران ﭘرت به نظر میرسد، در این روزگار و کسانی حتی از تکانهای قلب خویش با نام ایران در رنجند و با قبول هر آنچه تبلیغات داخلی و خارجی خواهان آنست خود را به حرکت عظیم نا آگاهانهای میسپارند که نتیجهاش حذف باشد نه بقای این سرزمین، باید اما اذعان داشت با توجه به منابع طبیعی متغیر زمین، همنفس شدن با حرکت جهانی، بدون ِ شناخت ِکامل ِ داشتهها و نداشتهها، تواناییها و ناتوانیها، دانستهها و ندانستهها، آداب و ادیان و اقوام در محدوده جغرافیمان، فقر و زوال را در پی میآورد نه دسترسی، تا حدی برابر به ثروت و چه بسا، در سرزمین ما ایران، توجه مجدانه به حفظ تمامیت ارضی کاری روشنگرانه باشد در این روزگار نیز.
اگرچه سؤاستفاده از واژههای وطن و وطندوستی و به کار بردن نام ایران، و هر آن واژه که بار مثبتی یدک میکشیده، واژهها را مستعمل و چرک کرده، در این روزگار، اما، یقین یا تردید به واژهها بیشناخت و تأمل کاری خطرآفرین بوده و هست و کاربرد واژه به تنهایی کافی نیست بل شناختی در ابعاد گسترده از عملکرد کاربران لازم است و رد ِ واژههای مستعملی چون وطن، آزادی، استقلال، ایران و از این دست، بدون شناخت بر عملکرد کاربران آن، چون قبول بیتأمل و تفحصکاری زیانآفرین بوده و هست.
این روزها اما حرکت بسوی زوال جدیتر از گذشته پی گرفته میشود. هم از سوی نیروهایی در داخل هم از سوی همسایگان ایران و هم از سوی جهان پیشرو. ملیتستیزی موجب حتی حذف نام «ایران» از صدا و سیمای جمهوری اسلامی شده است. انگار برنامهسازان دستور دارند به جای استفاده از نام ایران از اصطلاح نامفهوم «کشور ما» یا «کشور عزیز ما» استفاده کنند، آن هم اینروزها که كشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس در بازیهای آسیایی اجحاف و دشمنی با «فارس» را به غایت خود رساندهاند. گروههایی که در داخل مرزهای ایران تلاششان بر فراموشی نام ایران بود در رقابتهای انتخاباتی مورد استفاده آن را کشف دوباره کردند، درست مثل کلمه «مردم».
اگرچه تعصب بر هر چیز تنها موجب فساد آن چیز میشود و تعصب بیهوده و بدون شناخت بر ملیت و جغرافیا نیز خودزنی است اما شناخت ِ اندوختههای فرهنگی، منابع طبیعی، اراضی جغرافیایی و سعی در جبران ِ کاستیها، همنفسی با حرکت جهانی را امکان پذیرتر میکند. با محدودههای جغرافیایی میتوان به تعریف روشنتری از خصلتها و آداب و رسوم و ضعف و قوت یک ملت رسید و با این شناخت، تلاش بیوقفه برای دستیابی به اندیشه و عملی برتر از گذشتهْ امکان مییابد. مگر نه اینکه هر جامعهای منتج تلاش و انطباق ِ زیست چند هزارساله در جغرافیایش و هر انسانی سلولی از جامعه با تاریخی در جغرافیاییست؟ پس چگونه میشود مرزهای جغرافیایی را برای سعادت انسان امروز بیاهمیت دانست و سعی در فراموش کردنش داشت؟ آیا میشود بدون شناخت کامل از خودمان با ملل دیگر گسترههای جغرافیایی به فرض مثال اسکاندیناوی یا جزایر مناطق حاره همنفسی بدون فاجعه داشته باشیم به ویژه در این روزگار که آنان سرزمین ما را زبالهدانی مناسبی برای دستاوردهای تجربیات مردود صنعتشان میدانند تا مرزهای سرزمینهاشان را پاک ِپاک نگاه دارند.
این توضیح به علت حضور پیدا کردن در کنسرت ارکستر ملل در تالار کشور لازم آمد.
{ﭘیمان سلطانی} متولد ۱۳۴۹ ﭘس از تلاش بسیار برای تشکیل ارکستر موسیقی ملل ِ تخت جمشید در نهایت موفق میشود مجوز گروه را با نام *ارکستر ملل* و با حذف نام تخت جمشید گرفته و در سه اجرا ۱۵ و ۱۶ و ۱۷ آذر ۱۳۸۵ با حمایت شرکت خصوصی *انگیزهسازان فناوری* بر سکوی *تالار وزارت کشور* حاضر شود.
این نوشته نه بررسی تکنولوژی موسیقایی اجرا بلکه گزارشی است به منظور ارج نهادن برتفکر و شیوه نگرش ملیگرایانه جاری بر اجرای منتج ِاز انتخابها و تلاش گروه به ویژه ﭘیمان سلطانی دارد. انتخاب تعدادی از قطعات و دکور نه چندان موفق نشان از تلاشی برای زنده کردن حرکت ملی پس از گذشت بیش از نیم قرن از خاطره جبهه ملی و سعی در یادآوری نکاتی به فراموشکاران ازلی این سرزمین دارد که خود فعالیتی ارزشمند در جهت روشنگریست اگرچه شاید توفیق یافتن ِ گروه برای اخذ مجوز شانسی باشد که تنها در دوران انتخابات و تلاش ِ سیستم در ایجاد وفاق ملی ِ چند روزه به هنرمندان رو میکند.
قطعه آغازگر، «سرود معبد دلفی» است که کهنترین سرود آئینی کشف شده یونانی متعلق به سده دوم پیش از میلاد و به خط یونانی با سیستم انهارمونیک بر روی دیوارهای سنگی خزانه شهر دلفی ثبت شده. در بروشور کنسرت آمده است اجرای ارکستری سرود دلفی بوسیله ارکستر ملل احتمالا نخستین اجرای جهانی این سرود بدین شکل میباشد. سپس

1. والس شماره ۲ {شوستاکویچ} با تنظیم {نوید فشامی}
2. «پوئتا ویکیت» اثر {وینست آمیگو} و {لئو بروور}، تنظیم {کیوان میرهادی} همراه با تکنوازی گیتار {بهرام آقاجان} و همنوازی {الناز صدری}، {صدف مسائلی} و {مهرداد علیزاده}
- «شلیل» (بر اساس موسیقی بختیاری) اثر {کامبیز روشنروان} همراه با تکنوازی کمانچه {فرشاد صارمی}
3. «یادگار» اثر {کیوان ساکت} خواننده {سینا سرلک}، تکنواز تار کیوان ساکت، همنواز {تنبک بهادر زرین}، شعر {هوشنگ ابتهاج}
4. «سمفونی نفت» اثر {علینقی وزیری}

بخش نخست قطعات پیش از تنفس چنین بود و نکته حائز اهمیت یکی حضور کیوان ساکت در همراهی با ارکستر بود که با کمتوجهی ایشان به رهبر ارکستر ایجاد ناهماهنگی در اجرای قطعات میکرد و با در نظر گرفتن جایگاه ایشان آرزو میکردیم کاش با گروه همراهتر میشدند.
دوم اجرای سمفونی نفت آخرین اثر زنده یاد علینقی وزیری در سال ۱۳۲۸ در جریان *مبارزات ملی شدن صنعت نفت* که ما را در حال و هوای مبارزات *جبهه ملی* و تلاشهای دکتر {مصدق} قرار میداد. قطعهای که تا کنون هرگز نه اجرا شده و نه اولین اجرای آن توسط خود علینقی وزیری در سازمان تلویزیون ۱۳۳۷ از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است تا ایرانیان به بررسی مبارزاتشا ن و جستجوی دلائل شکست و پیروزیشان بپردازند.
قطعات اجرا شده پس از تنفس:

- «میدان سالار» ( مبتنی بر یکی از ترانهها آئینی شهر بوشهر)، تنظیم {سیاوش بیضایی}،

- بخشی از موسیقی فیلم قرمز و «رکوئیم برای دوست» اثر {زبیگنیو پرایزنر} تنظیم {حامی حقیقی}

- «رقص اچمیادزین». کومیتاس تنظیم {ضیاءالدین ناظم پور} تکنواز تنبک {بهمن رجبی}

- «از خون جوانان وطن» اثر {عارف قزوینی} تنظیم {مهرداد دلنوازی}، تکنواز تنبک بهمن رجبی، خوانندگان {سالار عقیلی} و {سینا سرلک}

- «بولبوللر اوخور» (بر اسا س ترانه محلی آذری) تنظیم سیاوش بیضایی، خواننده و نوازنده گارمون {رحیم شهریاری}، همخوانان {فریبا اسدی}، {فتانه بهروزینیا}، {زیما نوزاد}

- «ایران جوان» اثر {پیمان سلطانی}، بر اساس قطعه سلام از لومر و شعر {بیژن ترقی}


و چند نکته بر قطعات پس از تنفس، نخست حضور استاد تنبک بهمن رجبی بر سکو پس از سالها حبس و سکوت بود که با مهارت انگشتان منعتف اش شگفتی آفرین بود و با آنکه نشستن بر او سخت میآمد تلاش میکرد زخم را به زخمه درمان کند و در هماهنگی زیبایی با ارکستر همراهی کند. دوم اجرای قطعاتی با زمینهای در فرهنگ اقوام ایران بود که یادآور تنوع قومی فرهنگی این سرزمین بود و سوم اجرای «ایران جوان» بر اساس تمی از آلفرد ژان باتیست لومر، که او را پایهگذار شیوه نگارش موسیقی و تئوری غرب در ایران میدانند. لومر در دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به تدریس موسیقی و تعلیم سازهای غربی در ایران اشتغال داشت. «سلام شاه به سلامتی» تنها یک بار توسط خود او در بازدید ناصرالدین شاه از پاریس با پیانو اجرا شده است و در خلق و اجرای دوباره ارکستر ملل با صلابتتر و قویتر از دیگر سرودهای ملی ایران که در نیم قرن گذشته شنیدهایم و اگر نه تاثیرگذارتر با اطمینان میتوان گفت همپای سرود زیبای «ای ایران» اثر {روح الله خالقی} موثر است. قابل ذکر است در اجرای ارکستر ملل با کلام صلابت بیشتری یافت و لحظات فراموش نشدنی را در تالار بوجود آورد و حیف و صد هزار حیف که چنین آثاری هرگز از صدا و سیمای جمهوری اسلامی که پوشش گستردهای در تمام نقاط ایران دارد پخش نمیشود تا همه ایرانیان محظوظ شوند نه فقط چند تنی با حضور در تالار.
در آخر تأسف بسیار از اینکه اجرای مورد نظر بدون تأمل کافی بر طراحی صحنه و نور ایجاد لحظات ناب را دریغ کرده بود. ساخت ماکت تخت جمشید در اندازهای بیتناسب با تالار آنقدر کمرنگ و بیقدرت بود که ناخودآگاه تماشاچی را به خنده وا میداشت. و این نتیجه نیاندیشیدگی و ناپختگی و نشانگر ناتوانی در تخیل آنچه که پس از اجرا اتفاق خواهد افتاد بود و مجریان طرح انگار بیاطلاع از این نکته بودند که طراحی صحنه و فضاسازی که در کنسرتهای جهان نقش جدی دارد خود تخصص مجزایی از مهندسی عمران است و با ماکت موجود در سالن (که اسپانسر برنامه میتواند به یادگار در گنجهاش جا بدهد) هیچ عظمتی از بنای تخت جمشید به چشم نمیآمد. پروژکسیون، لند آرت، گرافیک، نور و ویدئو آرت که سالهاست در کنسرتهای جهان تجربه میشود به کار گرفته نشده بود. طراحی نور هم فراموش شده و در تمام تکنوازیها تماشاچی حضور گروه بزرگ همخوانان و همنوازان منتظر تا قطعات بعد را تحمل میکرد.
با آرزوی موفقیتهای آینده برای ارکستر ملل.

 

 

 

ارکسترملل و اجرای آثار فراموش شده

 

برخی از علمای فلسفه هنر، از یک دیدگاه هنرها را بسته به نوع ارتباطشان با مخاطب و همچنین طریقه ارائه آنها در محدودیتهای زمانی و مکانی، در سه گروهِ زیر تقسیم بندی می کنند:

  1. هنرهای فونتیک (هنرهائی که برای ارائه آنها، هنرمند به زمان مشخصی نیازمنداست)
  2. هنرهای پلاستیک (هنرهائی که برای ارائه آنها، هنرمند به مکان مشخصی نیازمنداست)
  3. هنرهای دراماتیک (هنرهائی که برای ارائه آنها، هنرمند به زمان و مکان  مشخصی نیازمنداست)

 

از این منظر موسیقی و شعر که در گروه نخست این تقسیم بندی قرار می گیرند، بنا به خاصیت ذاتیِ گذرا بودن زمان، با تمهید تکرار در قالب قافیه، ردیف یا همامنگی هجاها در شعر و تکرار موتیف با واریاسیونهای مکرر و بسط و گسترش آنها در جملات موسیقی، قصد دارند در زمان گذرا، رد پائی ماندگار از خود در ذهن مخاطب به جای بگذارند. و بدین گونه است که فلسفه زیبائی شناسی تکرار در شعر و موسیقی توجیه علمی پیدا می کند. آنالیز قطعات پیچیده و ماندگار تاریخ موسیقی مبین و موید عنصر تکرار به عنوان اصلی ترین عامل تثبیت ملودیهای گذرا در آهنگهای نامبرده است. باید گفت اهمیت عنصرتکرار نه تنها در خلق یک اثر موسیقی که در ثبت چندین ساله آن در اذهان شنوندگان نیزتاثیر زیادی دارد و به گفته دیگر شنیدن چندین باره یک قطعه موسیقی سبب درک عمیق تر زیبائی های آن در شنونده خواهد بود.
هرچند پیشرفتهای تکنولوژیک در قرن اخیر امکان شنیدن چندین باره قطعات موسیقی را بدون حضور موسیقی سازان آن قطعه میّسر ساخته است لیکن بسیاری از مردم خواهان شنیدین مجدد قطعات قدیمی و خاطره انگیز به صورت زنده و در قالب کنسرت هستند. تامین این نیازمندی می تواند یکی از رسالتهای موسیقی دانان هر دوره ای باشد. اجرای مجدد این گونه قطعات می بایست با رعایت ظرایف خاصی صورت پذیرد تا شنونده علاوه بر احساس احیاء خاطره شنیداری خویش، گونه ای امروزین از آهنگ مذکور را تجربه نماید. شاید به دلیل ضعف اجراهائی از این دست در چند سال اخیر است که مکرراً شاهدیم شنوندگانِ عام و خاص موسیقی شنیدن آثار صوتی قدیمی با کیفیت پائین ضبطی را به اجراهای خوش رنگ و لعاب باز سازی شده ترجیح می دهند و معتقدند "اصل آن چیز دیگری است " .
از جمله ارکستر هائی که اجرای چندین اثر از این دست را در کارنامه کوتاه امّا پر بار خود به ثبت رسانده ارکستر مللِ ایران است. در بررسی رپرتوار سه کنسرت این ارکستر، اجرای دلچسب، فنی و دقیق پنج اثر فراموش شده به چشم میخورد که ذیلاَ به آنها اشاره میگردد.
در روزهای دهم و یازدهم مهر ماه 1384 ارکستر ملل درحالی صحنه وسیع تالار وحدت را مملو از هفتاد نفر نوازنده از گروه های مختلف سازی کرد، که در سبد اهدائی خود به تماشاگران سیزده قطعه قابل تامل را آماده کرده یود که از این میان دو قطعه ی "سرود معبد دلفی" و "سرود شاهی" در زمره ی آثار فراموش شده ی موسیقی جای می گیرند.
سرود معبد دلفی که به اذعان باستان شناسان اولین سنگ نوشته موسیقائی بشراست و بر دیوارهای معبدی با این نام در یونان حک گردیده است، چند سال پیش به خط نت امروزین برگردانده شده و در یک دایره المعارف موسیقی چاپ شده بود . دومین قطعه از این مجموعه که موضوع مورد بحث ما "ایران جوان" پیمان سلطانی است، که بر اساس تمی قدیمی که در سال 1283 شمسی توسط ژان باتیست لومر فرانسوی اجرا شده بود دوباره خلق گردید. این تم یک بار با ارکستر مدرسه نظام در همان اوان اجرا و ضبط گردیده است و برخی منابع به اشتباه از آن به عنوان اولین سرود ملی ایران یاد کرده اند. این قطعه دقیقاُ صد و یک سال بعد در حالی که از خاطره موسیقی ایران محو شده بود، توسط آقای پیمان سلطانی مجدداٌ خلق می شود . شعر میهنی استاد بیژن ترقی سروده شده است. پخش آن از رادیو و تلوزیون طی چند سال اخیر بارها و بارها احساسات ملی ایرانیان را در مناسبت های گوناگون تهییج کرده است. مقایسه ای فنی بین اجرای و ساخت این قطعه در سال 1283 توسط ارکستر موزیک مدرسه نظام با اجرای سال 1384 توسط ارکستر ملل برای ارجعیت هنری اجرای دوم جای بحث باقی نمی گذارد.
یک سال بعد در روزهای پانزده تا هفده آذر 1385 ارکستر ملل، تالار یزرگ وزارت کشور را طی سه شب مملو از حضور میهمانانی کرده بود که قطعات دوازده گانه اجرای دوم این ارکستر را مشنیدند. در این شبها نیز شاهد اجرای یکی از قطعات فراموش شده موسیقی ایرانی بودیم. " سنفونی نفت " ساخته استاد علینقی خان وزیری قطعه ایست که تا پیش از آن تنها در قالب یک سند صوتی با کیفیت ضبط پائین از سولوی تار استاد وزیری در اختیار بود که ارکستر ملل آن را نیز به پرونده خود افزود.
و اما در سومین اجرای ارکستر ملل که با یک سال و نیم تاخیر و بنا به دعوت سازمان میراث فرهنگی در روز سی و یکم فروردین سال 87 به مناسبت روز جهانی محوطه ها و یادمان ها در سر در باغ ملی تهران انجام پذیرفت نیز شاهد اجرای دو اثر فراموش شده از موسیقی ایران بودیم. آهنگ " کاروان " یکی از زیبا ترین آثار استاد وزیری است که تنها یک بار در چند دهه گذشته با تنظیم " جواد معروفی " اجرا شده بود. این اثر آنقدر از زیبائی و استحکام برخوردار بود که ارکستر ملل را وادار به تنظیم دوباره اثر و اجرای آن به عنوان سومین قطعه از رپرتوار نمود. " کاروان " به اعتقاد نگارنده ارزش آن را دارد که بار دیگر در یکی از کنسرتهای این ارکستر اجرا گردد تا عده بیشتری از مشتاقان موسیقی شنونده آن باشند.
پنجمین اثر فراموش شده که ارکستر ملل طی چند سال فعالیت هنری خود آن را اجرا کرد سرود کوشش ساخته " محمد علی خادم میثاق " و برای پیانو نوشته شده بود. این قطعه که با ساختاری سرود گونه، بدون اجرای ارکسترال در گوشه و کنار صندوقچه بایگانی موسیقی ایران قرار گرفته بود با تنظیم " ضیاالدین ناظم پور " و شعری از ایشان به عنوان یکی دیگر از اینگونه آثار در کارنامه اجراهای ارکستر ملل به ثبت رسید.
با توجه به اعلام آقای پیمان سلطانی مبنی بر کنسرت ارکستر ملل در تابستان 88 منتظر و امیدواریم تا بار دیگر در میان قطعات اجرائی ردپای قطعات فراموش شده ایران و جهان را شاهد باشیم.

 

Copyright © 2017- Iran Melal Orchestra
Powered by: KisiaWEB